|
اینجاهمه چیزپیدامیشه ازشیرمرغ تاجون آدمی بفرمایید تو دم در بده
| |||||
|
حال و احوال؟
سال نو همتون خجسته پیشاپیش چهارشنبه سوریم پساپس امیدوارم همتون تعطیلات خوبی داشته یاشین و حسابی خوش بزگره بهتون تا بعد بدرووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود
[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ] [ 15:16 ] [ سارا ]
فروغ آن دخترک زیرک و بازیگوش
فروغ آن نوجوان سبکبار فارغ.......فارغ از هر قیدی که او را آز آنچه حق خود می دانست دور می کرد. فروغ آن زن..زنی که فریادِ زنان بود.......و مادر شد...... آنقدر گفت و نوشت تا ذهن خود را با قلم بر سپیدی کاغذ گسترد و بازهم سبکبار و فارغ اما بزرگتر.....او هنوز همان دخترک بازیگوش بود.... تنها با این تفاوت که....... تا آن روز چشم های اطرافیان را از تعجب گرد می کرد و امروز چشمان تمامی آدم ها را آدم های این شهر.......که او به آشوبشان کشید (نقل از کتاب شهر آشوب نوشته ی:مریم جعفری) [ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 16:1 ] [ سارا ]
یلداتون باعرض پوزش پساپس مبارک
مطلب امروز رو در ادامه مطلب حتما بخونین
پوشش زن در ایران باستان ادامه مطلب [ پنجشنبه یکم دی 1390 ] [ 14:9 ] [ سارا ]
5 روووووووووووووز تعطیلی؟
به قول دختر داییم اول هفته شنبه آخر هفته یکشنبه حمل بر بی ادبی نشه این 5روز رو لطف کردن معلمان گرامی از دماغمون در آوردن هفته دیگه همش امتحان چه کنیم درس و مدرسه ست دیگه تا بعد بدروووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود [ چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 ] [ 15:6 ] [ سارا ]
حال و احوال
بابا دیگه سرم شلوغ شده بدجوووووووووووووووووووور شدم معلم زبان انگلسیی تو موسسه که خودم مدرکمو گرفتم ای بابا ای بابا پرسشی چیزی بود در باب زبان انگلیسی در خدمتمااااااااا چمن همتونم تا بعد بدرود [ پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 ] [ 9:31 ] [ سارا ]
خوبید دوستان گرامی
درسا نمیذارن زیاد بیام نت انسانیم که همش خوندنی خیلی دوسش دارم انسانیرو میگما دعا کنین موفق بشم تابعد بدرود [ پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390 ] [ 16:47 ] [ سارا ]
خوفید؟
دیگه نزدیک سال نوییما سال نو همه تون مبارک سال نو تحصیلی رو میگم دیروز کتابامو گرفتم خیلی باحالن مخصوصا تاریخ ادبیات کلی حال کردم دعا کنین موفق بشم تو رشته انسانی تا بعد بدرود
[ پنجشنبه هفدهم شهریور 1390 ] [ 17:1 ] [ سارا ]
میهن پرستی هنر برازندگان است ارد بزرگ [ سه شنبه یکم شهریور 1390 ] [ 16:52 ] [ سارا ]
شاید افراد کمی باشن که باربد رو بشناسن
شمام به جمع این افراد بپیوندید فقط با یک کلیک برروی ادامه مطلب [ چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390 ] [ 17:22 ] [ سارا ]
احوالات
دنیارو ببینین یه موقع دو ماه نمیام یه موقع هرروز مینویسم اینترنته پر سرعته رایگانه دیگه
[ دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390 ] [ 17:50 ] [ سارا ]
درود بر همه دوستان
امیدوارم همه تون شاد شاد باشید هیییییییی چشم به هم زدیم مردادم رفت دیگه آخرشه دلم گرفته همدم نداشته باشی همینه دیگه بریم مدرسه راحت شیم رفتم انسانی از مدرسه هیئت امنایی به عادی علاقه ست دیگه کاریش نمیشه کرد تا بعد بدرود [ یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 ] [ 17:7 ] [ سارا ]
همه خوبین دیگه؟
میبینم که خرداد داره میاد و امتحانات و............ ما که دمه امتحاناتی کلی ضد حال خوردیم مثلا قرار بود امسال مدارس تیزهوشان انسانی بزنه به مام خبر دادن که آزمون میگیرن و مام زنگ زدیم تیزهوشان تنکابن(رامسر تیزهوشان نداره) گفتن فقط آمل و بابل و ساری انسانی دارن آقا مارو داری شدیم مثه شکلکایه بالا اول باورم نمیشد بعد گریم گرفت بعدم لب و لوچم آویزون شد!!!! دیگه ببخشید سرتونو دردآوردم بدرود [ دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390 ] [ 17:33 ] [ سارا ]
نوروز همه دوستان خجسته باد
امیدوارم سالی سرشار از خوشی،دوستی،مهربانی،کامرانی و کامروایی داشته باشید از هم اکنون میگم: سیزده بدر خوش بذگره بدروووووووووووووووووووووووووووووووود
[ چهارشنبه دهم فروردین 1390 ] [ 12:48 ] [ سارا ]
درود بر همه دوستان گرامی؟
چَکووووووووووووووووووووووووورا می کنید؟ خونه تکونی و خرید نوروزی ووووووووووووو ای سخنان دیگه؟ امیدوارم همتون سال خوبی داشته باشید پیشاپیش نوروز رو شاد باش می گم بدرود [ سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389 ] [ 15:42 ] [ سارا ]
روز جهانی زن رو به همه ی زنان و دختران گل ایرانی از جمله خودم شادباش میگم
با آرزوی شاد کامی و پیروزی برای همشون از جمله خودم [ سه شنبه هفدهم اسفند 1389 ] [ 17:18 ] [ سارا ]
کورش محصول عصری بود که خون ، غارت ، انتقام و کشتار جمعی بر دنیای سرتاسر آن زمان سایه انداخته بود. هر چند که نیای مادریش دیااکو حکومت ماد را بر اساس وحدت ، عدالت و مساوات پایه گذاری کرده بود اما در نسل های بعد از او نیز در قساوت دست کمی از آشور ، لیدی ، بابل و مصر نداشت. کورش راه و رسم تازه ای در فرمان روایی پیش گرفت و عالم انسانیت را از بن بست ظلم و تجاوز و وحشی گری که در آن حاکم بود رها ساخت. او این ندا را در عالم داد و الگوی یک فرمان روایی نوین را بر مبنای اخلاق و عدالت و مساوات به دنیا عرضه کرد. فرمانروایی او بر پایه رأفت و محبت قرار گرفت. او اولین پیشنویس اعلامیه حقوق بشر را در آن دنیای آشفته ارائه داد و این خود شعور سیاسی این فاتح بی مانند است. با به تخت نشستن کورش حضور امپراتوری ایران در عرصه جهانی شکل می گیرد ، امپراتوری در سایه عدالت ، مساوات و آزادی. شخصیت کورش در حقیقت یک انقلاب اخلاقی و روحی در مردم عصر خود پدید آورد. او در مردم ایران وطن پرستی و عرق ملی را به وجود آورد و درس آزادگی و ظلم ستیزی را به ایرانیان آموخت. دروغ از نظر کورش گناه کبیره محسوب می شد و ایرانیان از دروغ گویی و دروغ گو سخت متنفر بودند زیرا کورش چنین بود و چنین می خواست.
قسمت هایی از نخستین فرمان کورش از روزی که من تاج شاهنشاهی ایران را بر سر گذاشتم دیگر فقر و تنگدستی نباید معنا داشته باشد . دو سال مالیات بر تمامی سرزمین من به جز زمین داران و مالکان بزرگ بخشیده می شود. مدارس در تمامی نقاط کشور در هر جایی که حتی فقط ده کودک و نوجوان در آن باشد باید به وجود آید. تعلیم و تربیت نسل آینده از مهم ترین وظایف هر کارگزار حکومتی است.
[ یکشنبه پانزدهم اسفند 1389 ] [ 15:47 ] [ سارا ]
[ جمعه سیزدهم اسفند 1389 ] [ 16:3 ] [ سارا ]
هزاران نفر دعا می کردند که باران ببارد
ولی خدا به فکر کودکی بود که چکمه هایش سوراخ است ...
[ پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389 ] [ 16:8 ] [ سارا ]
خسته نباشید
امیدوارم موفق شده باشید من که زیاد جالب نبودم تا بعد بدرود [ پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389 ] [ 15:47 ] [ سارا ]
سلام به همه
احوالات فکر کنم الان بیشتریا امتحان دارین مثه خودم امیدوارم همتون موفق باشین تا بعد بدرود [ چهارشنبه بیست و دوم دی 1389 ] [ 11:38 ] [ سارا ]
من در کشوری زندگی میکنم که زبان مردم آن پارسی است اما به آن فارسی میگویند چون الفبای عربی پ ندار دکتر شریعتی [ سه شنبه شانزدهم آذر 1389 ] [ 18:3 ] [ سارا ]
روزی امیری به شاهدختی گفت من عاشق تو هستم
شاهدخت گفت زیباتر از من خواهرم است که در پشت تو ایستاده امیر به پشت نگاه کرد و چیزی ندید شاهدخت گفت تو عاشق نیستی عاشق به غیر نظر نمی کند [ دوشنبه پانزدهم آذر 1389 ] [ 17:36 ] [ سارا ]
سلام
دلم برای همه تنگ شده بود حق دارید نیاید تو وبم شرمنده دیر به دیر سر میزنم الانم خونه دایییم هستم در حال بچه داری خیلی کار سختیه بالاخره همین یه پسر دایی رو دارم تا بعد بدرود
[ چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389 ] [ 9:38 ] [ سارا ]
دلم براي کسي تنگ است که آفتاب صداقت را . به ميهماني گلهاي باغ مي آورد و گيسوان بلندش را به بادها مي داد و دستهاي سپيدش را به آب مي بخشيد دلم براي کسي تنگ است که چشمهاي قشنگش را به عمق آبي درياي واژگون مي دوخت و شعرهاي خوشي چون پرنده ها مي خواند دلم براي کسي تنگ است که همچو کودک معصومي دلش براي دلم مي سوخت و مهرباني را نثار من مي کرد دلم براي کسي تنگ است که تا شمال ترين شمال با من رفت و در جنوب ترين جنوب با من بود کسي که بي من ماند کسي که با من نيست کسي که . . . - دگر کافي ست. به نقل از وبلاگ خانه ی دوست اینجاست [ دوشنبه هفتم تیر 1389 ] [ 10:46 ] [ سارا ]
بعد از این بگذار قلب بیقراری بشکند گل نمی روید.چه غم گر شاخساری بشکند باید این آیینه را برق نگاهی می شکست پیش از آن ساعت که از بار غباری بشکند گر بخواهم گل بروید بعد از این از سینه ام صبر باید کرد تا سنگ مزاری بشکند شانه هایم تاب زلفت را ندارد پس مخواه تخته سنگی زیر پای آبشاری بشکند کاروان غنچه های سرخ روزی می رسد قیمت لبهای سرخت روزگاری بشکند [ شنبه پنجم تیر 1389 ] [ 12:21 ] [ سارا ]
پس شاخههاي ياس و مريم فرق دارند آري! اگر بسيار اگر كم فرق دارند شادم تصور ميكني وقتي نداني لبخندهاي شادي و غم فرق دارند برعكس ميگردم طواف خانهات را ديوانهها آدم به آدم فرق دارند من با يقين كافر، جهان با شك مسلمان با اين حساب اهل جهنم فرق دارند بر من به چشم كشتة عشقت نظر كن پروانههاي مرده با هم فرق دارند [ چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389 ] [ 19:22 ] [ سارا ]
به نسیمی همه راه به هم می ریزد کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد سنگ در برکه می اندازم و می پندارم با همین سنگ زدن ، ماه به هم می ریزد عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است گاه می ماند و نا گاه به هم می ریزد انچه را عقل به یک عمر به دست آورده است دل به یک لحظه کوتاه به هم می ریزد آه یک روز همین آه تو را می گیرد گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد [ پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389 ] [ 13:4 ] [ سارا ]
به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد هر کسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این سینه خداوند نشد خواستند از تو بگویند شبی شاعرها عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد! فاضل نظری [ چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 ] [ 17:55 ] [ سارا ]
بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمی شود داغ تو دارد این دلم ، جای دگر نمی شود
دیده ی عقل مست تو ، چرخه ی چرخ پست تو گوش طرب به دست تو ، بی تو بسر نمی شود جان ز تو نوش می کند ، دل ز تو جوش می کند عقل خروش می کند بی تو بسر نمی شود جاه و جلال من تویی ، ملکت و مال من تویی آب زلال من تویی ، بی تو بسر نمی شود گاه سوی وفا روی ، گاه سوی جفا روی آنِ منی ، کجا روی؟ بی تو بسر نمی شود بی تو اگر به سر شدی ، زیر جهان زبر شدی باغ ارم سقر شدی ، بی تو بسر نمی شود خواب مرا ببسته ای ، نقش مرا بشسته ای وز همه ام گسسته ای ، بی تو بسر نمی شود مولانا
[ سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389 ] [ 18:19 ] [ سارا ]
با من بی کس تنهاشده یارا تو بمان همه رفتند از این خانه خدارا تو بمان من بی برگ خزان دیده دگر رفتنی ام تو همه بار و بری تازه بهارا تو بمان داغ و دردست همه نقش و نگار دل من بنگر این نقش بخون شسته نگارا تو بمان زین بیابان سواران راگذری نیست، لیک دل ما خوش بفریبی اسست، غبارا تو بمان هردم از حلقه عشاق ، پریشانی رفت به سر زلف بتان سلسله دارا تو بمان «سایه» در پای تو چون موج دمی زار گریست که سر سبز تو خوش باد کنارا تو بمان ه.الف سایه (هوشنگ ابتهاج) [ شنبه هشتم اسفند 1388 ] [ 17:53 ] [ سارا ]
|
|||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | |||||